مهدى عبداللهى

25

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )

ملاقات ابن زبير با امام در مكّه ابن زبير با خبر شد كه امام حسين عليه السلام قصد كوفه دارد ؛ و هيچ خبرى براى او خوشحال كننده‌تر از اين خبر نبود زيرا حضور امام در مكّه براى او بسيار سنگين بود و مردم او را با امام عليه السلام برابر نمىدانستند . ابن زبير به امام گفت : اى اباعبداللَّه چه تصميمى دارى ؟ سوگند به خدا من در ترك جهاد با اين گروه به خاطر ستمگرى ايشان و خواركردن بندگان صالح ، از خداوند خوف دارم ، امام فرمود : « من تصميم گرفته‌ام به كوفه بروم . » ابن زبير گفت : خداوند توفيقت دهد اگر من هم مثل تو ياورانى داشتم از آنجا صرف نظر نمىكردم . ابن زبير ترسيد در نظر امام متهم شود از اين رو گفت : اگر در همين جا بمانى و اهل حجاز و ما را به بيعت فراخوانى ، مىپذيريم و به سوى تو مىشتابيم و تو سزاوارترى به حكومت از يزيد و پدر يزيد . « 1 » گفتگوى امام و ابن زبير در كنار كعبه دو نفر از طايفه بنى اسد به نامهاى عبداللَّه بن سليم و مذرى بن مشمعل گفته‌اند ما از كوفه به قصد حج بيرون آمده و در روز ترويه وارد مكه شديم . نزديك ظهر امام حسين و عبداللَّه بن زبير را ديديم در فاصله ميان حجرالاسود و درب خانهء كعبه ايستاده‌اند نزديك رفتيم شنيديم ابن زبير به امام عليه السلام مىگفت : اگر خواستى در اينجا بمانى بمان و اين امر را به عهده بگير و ما تو را يارى و كمك مىكنيم و خيرخواه تو هستيم و با تو دست بيعت مىدهيم .

--> ( 1 ) . مروج الذهب : 3 / 55 .